یکشنبه ۶ مهٔ ۲۰۱۲

استادی در دانشگاه وهم لشکرکشی !

درماها گذشته بامیان شاهد تظاهرات وحرکت های مدنی زیادی بوده است که راجع به وضعیت های مختلف سیاسی ، اقتصادی، واجتماعی واکنش نشان دادند ودر حرکت های اجتماعی وفعالیت های مدنی سرامد هستند، و این خودش بیانگر رشد نهاد های فعال اجتماعی ومدنی را در بامیان نشان می دهد؛ اما این بار این حرکت مدنی متفاوت از دیگر حرکت ها! شایدهم از نوع اکادمیک شان باشد.
اما در این میان حرف و حدیث های تازه از بامیان شنیده می شود؛ که در روزه های گذشته بعضی از استادان دا نشگاه بامیان به حمایت از یک عضوی شورای ولایتی بامیان که با ریس یکی از ریاست های دولتی بامیان بر سری انتخاب پروژه ها درگیر شده بودند بالای این ریاست لشکر کشی کردند.
اجازه دهید موضوع را از ابتدا برای تان عرض کنم ریاست انکشاف دهات بامیان یکی از ریاست های بسیار مهم وکارگر در بامیان می باشد؛ که در این مدت کار های بسیار خوب را انجام داده است. و ریس این ریاست جناب انجنیر یونس باصر می باشد ایشان شخصی توانمند در بخش کاری خودش می باشد و در پاکی ،صادق بودن ودرایت کاری مشهور است . ایشان مدتی چند سال است که به عنوان ریس احیا وانکشاف دهات در بامیان کار می کند ادمی است در کارش جدی مطابق به قانون وصلاحیت های شان کار می کند .
بخش ساحوی کمیته سویدن ولایت میدان وردک می خواستند45 حلقه چاه برمه ای اب آشامیدنی و450 غرفه (یاتشناب محلی) بدون هماهنگی ریاست احیا وانکشاف دهات وکمیته انکشافی ومقام ولایت در ولسوالی یکاولنگ این پروژها را تطبیق نماید؛ ولی انچه مسولیت های این ریاست و نظارت جدی اعضای شورای ولایتی و مقام ولایت بر کار کرد این ریاست می باشد ریس این اداره موضوع را همرای اعضای دیگر شورای ولایتی ،کمیته انکشافی و مقام ولایت مطرح می سازد؛ تا فردا مورد انتقاد قرارنگیرد .جناب اقای احمدی نماینده مردم یکاولنگ با این کار برخورد می کند که حتی می خواست حمله فزیکی در دفتری معاون ولایت بالای ریس انکشاف دهات انجام دهد اما موفق به این کار نمی شود.
این قضیه زمانی جالب تر می شود که صف آرای یک عده استادانی دانشگاه بامیان به حمایت از جناب احمدی نماینده شورای ولایتی را در برمیگیرد.
اقای احمدی شعاری یکاولنگی سرمیدهد ویک عده استادانی دانشگاه که اگثریت شان از یکاولنگ می باشد به کمک خودش می خواهد؛ تا به زور و حمله های فزیکی این پروژه ها را بیگرد ؛ در حالی که گرفتن موافقه باقی اعضای شورای ولایتی ، کمیته انکشافی ومقام ولایت درتطبیق این پروژه ها الزامی است ،اما جناب احمدی در واکنش به این تصمیم لشکر کشی می کند ،واعضای دیگری شورای ولایتی وکمیته انکشافی ولایت بااین کارموافق نیست وخواهان تطبیق عادلانه این پروژه ها در تمام بامیان می باشد.
خوب سوال جدی این است که استادان دانشگاه بامیان در این میان چه مسولیت دارد؟ این بسیار جای تآسف است که یک جنجالی کاری بسیار سطحی بین دو اداره دولتی به وجود آمده، انها باهم در یک مسیر کارمی کند و ازطریق صحبت و گفتگو این موضوع را حل می سازد، و ا ین کارطبعی است در اداراتی دولتی و صحبت کردن وگفتگوی دوستانه بهترین راه حل است نه لشکرکشی وحمله های فزیکی انهم یک وکیل شورای ولایتی که دست به این کارزدند.
این موضوع گیرهای تعداد محدود استادان دانشگاه بامیان به نوع خودش جالب وخجالت آور است؛ و این کار شان می تواند چند پیام را بیرساند .
اولآ دانشگاه یک محل علمی وبه لحاظ معرفتی و انسانی کارخانه ادم سازی است ؛ انجا جای تعلیم اموزش و تحصیل است وبسیار دور است افرادی که به عنوان استاد در این دا نشگاه تدریس می کند شایسته همچو موضوع گیر های قومی وسمتی باشد، این خودش نشان می دهد که ما شناخت درست ازمسولیت های ایمانی ومعرفتی خود نداریم واین حرکت به جایگاهی کرسی تدریس در یک دانشگاه توهین است.
دوم اینکه این جنجال ها در حیطه مسولیت یک استاد دانشگاه نیست و دانشگاه ادرسی است که انجا بهترین حرکت های انسانی ،معرفتی، الگو سازی روابط انسانی و اجتماعی شکل می گیرد نه ادرسی که از انجا تفریقه ، تعصب ، منفی بازی ها و تهداب گذاری عقده های سیاسی ،نژادی ،وسمتی باشد.
سوم اصلا اگر بحث این باشد که این عده استادان دانشگاه این لشکرکشی شان را یک حرکت مدنی وحق خواهی از مردم شریف یکالنگ بیداند بازهم معنی ندارد وبی ربط است ،انتخاب چند حلقه چا ویا پروژها، کاری انکشاف هات وبا مشوره و نظارت شورای ولایتی ، شورای انکشافی ، وکمیته انکشافی ولایتی می باشد. انها بین خودش مشترکات کاری دارد معمولآ در بسیار حالات نظرهای مخالف بین اعضای شورای ولایتی واداراتی دولتی وجود دارد. ودر ا ین جا نیاز به مداخله استاد دانشگاه نیست .
گذشته از این موضوع که درحقیقت به جایگاهی دانشگاه و کرسی تدریس در انجا بازی صورت می گیرد، این دانشگاه در این مدت به افات دیگری هم دچار شده است.
ایجاد این دانشگاه اروزهای دیرینه این مردم فقیر ودور افتاده را به واقعیت تبدیل ساخت و امید واری های زیادی را ایجاد کرد تا این دانشگاه ادرسی باشد برای رشد تعلیم واموزش در این جغرافیای کوهستانی ومحروم . و در ابتدا اغاز به کار این دانشگاه یک کادری علمی ومسلکی داشت شکل می گرفت سروری مولای ریس این دانشگاه انسانی بود علمی وتحصیل کرده و هدف خدمت را داشت؛ اما ازهمان اغاز به کاربا تهمت ها وتوطیه ها روبروشد وبامیان را ترک کرد بعد از ایشان اقای یوسفی امد ودانشگاه آن روند ی روبه رشد که داشت از رشد باز ماند وقضیه برعکس شد.و از همان ابتدا بحث غزنی چی و یکاولنگی شروع شد اقای یوسفی در این مدت هرانچه دلش خواست انجام دا د وروی کفیت درسی وبه وجود اوردن یک کادری فعال علمی قرار بود ایجاد شود تلاش نکرد و به جای این کار افرادی که اصلا از سواد کافی برخوردارنبود تنها اسناد تحصیلی داشت به عنوان استاد وارید این دانشگاه ساخت .و این روندی بی کفیتی اغاز شد و تاحال بسیاربصورت گسترده ادامه دارند . رفتن یوسفی ازریاست این دانشگاه اقای آدینه امد و ایشان هم با دست خالی رفت ودر مدت که ریس بوده کاری را انجام داده نتوانست و در این مدت بحث سمتی وقومی به حدی بالای خود ش رسیده بود که خارج از کنترول اقای اینده دامن زده می شد؛ و حتی در بسیار اوقات حرف حدیث های حزبی بودن این دانشگاه زمزمه می شد. ومهمترازهمه در این مدت رشته جامعه شناسی این دانشگاه بعد از رفتن یک عده استادان شان به برون از کشور وضعیت نا به سامانی داشت و وقت گرانبهای محصلین به هدر رفت . و مسول دیپارتمنت جامعه شناسی با اوردن دوستانی شخصی خودش که تجربه استادی را در دانشگاه کسب نمایند وضعیت این رشته مهم تحصیلی را خراب تر ساخت ودر این مورد حرف ها زیاد برای گفتن است اما دراین جاه نمیگنجد. به هرصورت مشکلات این دانشگاه زیاد است وحرف حدیث های زیاد است که در وقت شان به ان باید اشاره کرد ؛ اما این نکته را نباید فراموش کرد که مردم بامیان این دانشگاه را ادرسی می داند؛ که تمام دانشجویان از سراسری افغانستان باید آروزی تحصیل کردن را دراین دانشگاه داشته باشد و یک دانشگاه نمونه در سطح افغانستان باشد و استادانی شان باید شایستگی تدریس را در این دانشگاه کسب نماید وافغانستان شمول فکرکند ونه در فکری مداخله در اموری کاری دیگران به انگیزه سمتی ،قومی ومنطقه گرای بلکه در جهت رشد تعلیم واموزش مسلکی مردم محروم این سرزمین
تلاش نماید .و در آ خر می توان نتیجه گیری کرد ؛ افرادی محدودی که به عنوان استاد دانشگاه بادر نظرداشت صلیقه های شخصی وغیری اکادمیک را پیدا کرده است شایسته گی وتوان مندی بشتر از این مسایل را نداشته وکاری را که انجام داد دور از توقع نمی باشد.
امین یارب العالمین.

پنجشنبه ۳ مهٔ ۲۰۱۲

آفاتی بردامن حکومت.


بعد از آن که فضای جدید سیاسی در افغانستان به وجود آمد و جامعة جهانی این کشور را در محراق توجه خود قرار داد؛ مردم جهان در عرصه‌های مختلف، افغانستان را حمایت کردند، اما بعد از گذشت ده‌سال حکومت افغانستان، در عرصة خدمت‌رسانی، حکومت‌داری خوب، رشد اقتصاد و تامین امنیت هیچ دستاوردی نداشته است
و هنوز هم فرصت‌های طلایی از دست می‌رود. در پی این از دست رفتن‌ها، آفت‌های وحشتناکی دامن‌گیر این حکومت شده که در زیر، به صورت خلاصه روی هر کدام آن بحث می‌کنیم.
آفت فرهنگی: فرهنگ را مجموعة عقاید، باورها، اخلاق، آداب و رسوم یک جامعه تعریف کرده اند. در این حکومت، یافتن اصول صحیح فرهنگی و حساسیت نشان دادن در برابر آفات این مقوله، از مسوولیت‌های اصلی حکومت است؛ اما هیچ یک از امور اقتصادی، اداری، نظامی‌، امنیتی و..... در جهت رشد فرهنگی مردم قرار ندارد.
مهمترین آفات فرهنگی در یک نظام دینی و اسلامی‌ این‌هایند. تحریف و بدعت، دین‌گریزی، خرافات، شخص‌محوری، بی‌تفاوتی، خود باخته‌گی، تبدیل ارزش‌ها و الگوها، چاپلوسی و تملق، نوگرایی افراطی، تحجر و… بدعت‌ها وتحریف از این‌رو آفت حکومت دینی اند که اساس دین را با خطر روبه‌رو می‌سازند و حکومت دینی را که باید پاسدار دین باشد، در دستیابی به هدف اصلی‌اش ناکام می‌سازد.
هم‌چنان، دین‌گریزی نیز پدیدة نوی نیست، اما در کشور‌های اسلامی، ‌دشمنان اسلام تلاش دارند تا این پدیده را با سرمایه‌گذاری روی نسل جوان، تقویت کنند.
افغانستان کشوری است که در آن،‌ جامعة جهانی با تمام الگوهای رفتاری، شنیداری و تصویری حضور دارد. نسل جوان ما، قبل از همه آسیب‌پذیرتر است و تهاجم فرهنگی کشورهای خارجی، کم‌کم این نسل جوان را از مسوولیت‌های‌شان دور می‌سازد. این فرهنگ خارجی، درست در نقطة مقابل فرهنگ اسلامی‌ قرار دارد.
در این میان، هواپرستی در مقابل خداپرستی قرار می‌گیرد. گروهی از مردم از پذیرش قیودی که دین ارایه می‌دهد، می‌گریزند و آزادی در امور زنده‌گی را ترجیح می‌دهند. آن‌هم آزادی از نوع لیبرال و غربی را، نه آزادی‌یی که اسلام از آن تعریف داده است.
اگر هواپرستی در جامعه فراگیر شود؛ فرهنگ دین‌گریزی گسترش می‌یابد و اجرای حدود الاهی و قوانین دینی را با مشکل روبه‌رو می‌سازد. این آفتی است که جامعة ما به شدت از آن آسیب‌پذیر است.
قیود اسلامی دست و پای یک جوان مسلمان را نمی‌بندد؛ بل‌که یک مسوولیت دینی و اسلامی‌ است و در جهت رشد و بالنده‌گی‌شان می‌باشد. اگر انسان در جامعه حقوقی دارد، در مقابل مسوولیت و مکلفیت‌هایی هم دارد.
اما بی‌تفاوتی سیاست‌مداران در این میان، بسیار خطرناک است. نهاد‌های آموزشی مسوولیت دارند، تا از تبدیل شدن ارزش‌ها والگوها در جامعه جلوگیری نمایند.
سیاست‌مداران و متولیان فرهنگی جامعه وظیفه دارند، الگوهای صحیح را به مردم ارایه دهند و تبلیغ کنند. بدون شک در صورت سستی مسوولان، فرصت‌طلبان از بازار آشفته فرهنگی بهره می‌برند؛ الگوهای نادرست را در برابر چشمان جامعه قرار می‌دهند
و مردم را از نظر ورزشی، هنری، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به مسیر دل‌خواه خویش می‌برند. در این موقعیت این ارزش‌ها و هنجار‌های اسلامی‌و دینی ما است که در خطر قرار می‌گیرد. آفت اداری:
فساد اداری نیز در افغانستان غوغا می‌کند. با سرازیرشدن کمک‌های جامعةجهانی در این کشور، همة این سرمایه‌ها از دست رفت و غارت شد، و برای مردم افغانستان سودی نداشت. امروز، فقر و بیکاری بیداد می‌کند.
منشای همة این مشکلات در سیستم اداری ناکارامد و فاسد است. فساد نظام اداری و سوء مدیریت به مشکلات فراوان اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می‌انجامد و سبب از بین رفتن نظام می‌گردد؛ البته این پدیده در بسیاری موارد، ریشه در مشکلات فرهنگی جامعه دارد.
مهمترین آفات اداری این نظام به طوری کلی عبارت اند از کارگزاران نالایق و رعایت نکردن اصل شایسته‌سالاری، احتجاب (فاصله میان مردم و مسوولان)، ابهام سیاست‌ها، عدم نظارت برمسوولان،حاکمیت رابطه به جای قانون و ضابطه، رشوت خواری به صورت فرهنگ کار اداری، کاغذبازی، عمل نکردن به وعده‌ها، قانون‌گریزی، سازش‌کاری، بی‌عدالتی، ضعف امنیتی و نظامی‌، خواص‌گرایی و…
آفت اقتصادی: باتوجه به این که دولت افغانستان مورد حمایت اقتصادی جامعة جهانی قرار دارد و در این چندسال فرصت‌های خوبی در اختیار داشت، ولی در عرصة رشد اقتصادی ناکام بود.
آن‌چه را که به عنوان نوسازی و بازسازی مشاهده می‌کنید، در آن بیشتر سکتور خصوصی نقش خودش را داشته است و حکومت افغانستان در ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی این کشور هیچ کاری انجام نداده است.
به گونة مثال؛ افغانستان یک کشوری زراعتی است، تاحال وزرات محترم زراعت کدام اقدامی را در ایجاد زیرساخت‌های اقتصاد زراعتی کشور انجام داده است؟
اقتصاد زراعتی در رشد و انکشاف اقتصاد کشور بسیار مهم است؛ در حالی که روستا‌ها همه تخلیه‌ شدند و تراکم جمعیت در شهر‌های افغانستان باعث شده که ما شاهد ناهنجاری‌های اجتماعی چون فقر، بیکاری، دزدی، آدم ربایی و ده‌ها مشکل دیگر باشیم.
یا وزرات انرژی و آب با این همه سرمایه‌گذاری‌هایی که رویش صورت گرفت، در قسمت جلوگیری از آب‌های سرگردان این سرزمین، چه کار‌هایی انجام داده است؟ وزارتی که تا هنوز مشکل برق پایتخت ر ا نتوانسته، حل کند؛ چه انتظار می‌رود که تمام شهرهای افغانستان را روشن سازد؟
اکنون این همه رشد فرهنگ مصرف‌گرایی، کاپی کردن الگوهای رفتاری و اجتماعی دیگران، گریز دولت از مسوولیت‌ها‌ و ده‌ها مشکل دیگر، چنان آفاتی بر دامن حکومت می‌نماید که حتا مسیر حرکت زنده‌گی مردم را منحرف ساخته است.


نشرشده در روزنامه مانده گار20/2/1391:http://www.mandegardaily.af/spip.php?article11728

سه‌شنبه ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲

تعصبات قومی الگوی روشنفکرجامعه ما!

سلام د وستانی نهایت عزیز!
در این روزهای راجع به قتل یک دختر 15 ساله که که بدست خودش خودرا ازبین برده است، برای ادم های که عقده های سیاسی وقومی دارد خبر ساز شده است و می خواهد به نحوی در اذهان مردم حرف های دیگر را جایگزین کند.
دوستان عزیز داستان از این قرار است که هفته گذشته دختر 15 ساله که خواهر زنی بادیگاردی اقای واحدی بهشتی وکیل شورای ولایتی بامیان در خانه شوهر خواهرش که کسی در خانه نبوده با اسلحه خودش را از بین می برد . با ازبین رفتن این دختری 15 ساله حالا افرادی عقده مند که غرض مرض های سیاسی و قومی دارد برای شان یک سوژه شده است.
به هرصورت این افراد خصلت شان همیشه بر این است که دیگران را توهین کند وفضا را سیاسی و قومی بیسازد. که در این میان این افراد از همه اقای جوادی نماینده قبلی مجلس نماینده گان از بامیان علاقه داشته است تا این موضوع را به گونه دیگر انعکاس دهد. این در حالی است پدر ومادری این دختر و اقوام شان همه قبول دارد و در این باره هیچ گونه ادعای ندارد و قضیه هم تحت تحقیق است . و جست این دختر هم در کابل ارسال شده است تا طب عدلی کارش خودش را انجام دهد وگزاریشات امریت جنای بامیان هم بر این است که بدست خودی دختر این کار صورت گرفته است.
دوستان عزیز حالا کسانی که روی این مسایل زیاد علاقه مند بوده است که قضیه را به گونه دیگر جلوه دهد ریشه در منفی بازی های بیش از حد و تعصبات قومی دارد ، که دربین جامعه و مردم  ما تخم نفاق کاشت می کند ، و عقده مندیهای قومی و سیاسی خود را نسبت به فکوری بهشتی وواحدی بهشتینشان می دهد ، که این افراد در بین مردمش از محبوبیت خاص و از حمایت های قوی مردمی بر خور دار است جناب اقای جوادی می خواهد با این منفی بازی های خود محبوبیت این افراد را در بین مردم بیکاهد ، اما باور ها براین است که اقای جوادی دارد به اشتباه این حرکت هارا انجام می دهد.
حالا باید صبر کرد که قضیه روندی قانونی خود را طی کند و گذاشتن این مطلب دفاع از کسی نیست و خواستم عنوان کنم که در این جامعه افرادی است که به خاطیری بیشبرد منافع سیاسی خود دست به هر کاری می زند دروغ گفتن ، تهمت ، توهین ، تحقیر و همه ابزارهای منفی ،
اقای جوادی تمام حرکات و روندی فعالیت های سیاسی شان برای همه مردم مشخص است.
کسی که اقای جوادی را مطرح ساخت و حضورش را باحمایت خودش در پارلمان کشور مساعد ساخته بود   در مقابل شان چه حرکتی را نشان؟
باورم این است که بااین منفی بازی ها و با این تعصبات قومی ، سمتی ، منطقوی ما نتیجه نگرفتم و این سرزمین و این مردم را به تباهی کشاندیم و دارم ما از مسیری اصلی که زندگی توام با انسانیت که هدف اصلی است خارج شده ایم.
چه زبیا گفته است، اگثری انسان ها در تن می مانند و تن را مقصود می پندارند و اسیر تن می شوند وتنشان هم به تسخیر جهان در می اید وروح هم بنده تنی در زنجیر است. و با تفرقه انداختن و منفی بازی کردن روح شان ارام است !

جمعه ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۲

آسیب شناسی دینی جوانان!


آنچه که میخواهم در این مقاله عنوان کنم فرایندی است که بالای کشوری عزیزمان سایه افگنده؛ و دارد کم کم ترویج میشود. و این یکی از مسئولیت های دینی و اسلامی ما است تا در برابر این گونه عوامل بیرونی آگاه و حساس باشیم. دشمنانان مردم افغانستان هر چند سعی میکند ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی چون بد پوشی و تغییر رفتار جوانان و ناجوانان را تابو شکنی در حوزه اخلاق و دین گریزی در حوزه عقیده و ارزشهای دینی معرفی کنند، و آن رامحصول شکاف و گست نسل ها در جامعه افغانستان به عنوان یک بحران ایدولوژیکی جلوه دهند. و دین ستیزی و گریز از هنجار های عقیدتی، و ارزشی خصوصاً میان نسل جوان را فضای غالب در جامعه افغانستان نشان دهند. و به منظور تحت تاثیر قراردادن جوانان و استحاله فرهنگی در عرصه های ارتباطات و به کار گیری حد اکثر ظرفیت های تکنالوژیکی جدید رسانه ای و امواج چون ماهواره و انترنیت و ده ها موضوع دیگر...... و انتشار مدل های فرهنگی از نوع غربی چون اباحه گری و .... فرو گذاری نیستند. و هر روز میبینیم بر تبلیغات گسترده و همه جانبه فراگیری رسانه های تصویری و صوتی و غیره .... و با استفاده از تکنالوژی مدرن می آفزاید. اما واقعیت امر این است که با تامئل به عمق لایه های درون جامعه بسیاری از ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی چون پدیده بدپوشی و غیره ... میان نسل جوان ما از زاویه تابوشکنی در حوزه اخلاق و نه رویکرد دین گریزی در حوزه عقیده است بلکه با توجه به ویژه گیها و زمینه های تربیتی، عاطفی و احساسی نسل جوان ما می بایسئت از منظر سورفتار دینی مورد مداقه و کار شناسی قرار گیرد.
"بی دینی" در شرایط است که یک یا چند محور اصلی دین  حذف شده و کم ارزش میگردد: فرد منکر آنها شده و اظهار تنفر میکند و توهین به ارزشهای دینی میکند و موضوعات غیر دینی را به آنها ترجیع میدهد.
"سورفتاری دینی" فرد در عقیده و ارا و ارزشهای خوداو  است و در رفتار و عمل به دلایل گوناگون دچار ضعف می شود.
تفکیک هر یک از موارد فوق در حوزه جامعه شناختی دینی بسیار حائز اهمیت میباشد اهمیت دینی داری و تربیت دینی در جامعه اسلامی برکس پوشیده نیست، تربیت دینی به معنای دیگر متخلق شدن به اخلاق الهی است که هدف بعثت تمام پیامبران میباشد و در نظام اسلامی متعالی ترین هدف عنوان میشود.
پیامبر بزرگ اسلام (ص) نیز هدف اصلی رسالت خود را به کمال رساندن خلق های کریم و منشهای بزرگوارانه معرفی کرده است: بعثت لاتممه مکارم الاخلاق (1)

بدون شک، اخلاق نیک و زدودن زشتی ها و آراستگی به خوبی ها یکی از عوامل مهم بهره مندی از سعادت دینوی و اخروی است.
از نظر قرآن کریم انسان یک تکون و خلقت جسمی دارد، و یک انشاء خلقی که این انشاء خلق دوم شخصیت و انسانیت را شکل میدهد، آنچه که متعلق به تعلیم و تربیت است همان انشاء خلق دیگر است "ثم انشاناه خلقا اخر" در انسان یعنی استعداد های بالقوای نهفته است که بر اثر تعلیم و تربیت دین استعداد ها شگوفا میشود و از انسان خلیفه الله در روی زمین میسازد. از نظر اسلام تعلیم و تربیت  بنیش و تفکر میدهد که انسان با آن دست به انتخاب بهترین ها میزند. قرآن کریم نیز صراحتاً تعلیم و تربیت را یکی از اهداف اساسی بر انگختن پیامبر اسلام (ص) دانسته میفرماید: "هوالذی بعثت فی الامبین رسولا منهم یتلو عیلهمه آیاته و یزکهمه و یعلمهم الکتاب و الحکمه" (2) او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برگزید که آیاتش را به آنان میخواند و آنان را تزکیه میکند و به آنان کتاب "قرآن" و حکمت می آموزد و مسلماً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. و نگاهی به میراث علمی عالمان برجسته در طول تاریخ اسلام نشان میدهد که موضوع تربیت و اخلاق به طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. آنچه که حائز اهمیت است این است که تعلیم و تربیت دینی باید بر سه حوزه شناختی، عاطفی، رفتاری، اثر بگذارد و در صورت عدم تحقق این فرایند، جامعه دچار مشکلات جدی فرهنگی و اجتماعی میگردد، تربیت دینی و آسیب شناسی آن، موضوع پیجیده است که هر گونه تجویزی برای آن نیاز به یک جامع اندیشی، ژرف نگیری و دین اندیشی با احاطه به مبادی معرفت شناسی در حوزه های مخلتف علوم انسانی و تکنالوژی تحصیلی و رسانه ای دارد.
وارد شدن به موضوع "آسیب شناسی تربیت دینی" بدون تمایز گذاری میان رویکرد های مختلف روش شناختی و قرائت های گوناگون دین شناختی در تربیت دینی امکان پذیر نیست. بنابر این قبل از هر چیز باید بین دین"خود بنیاد فطری" و دین"دیگر بنیاد عاریه ای" تمایز اساسی قائل شد تا بتوان به سازه و انگاره ها پنهان آسیب شناسی در تربیت دینی پی برد. پس از تبین درست روش شناختی و قرائت صحیح دین شناختی در تربیت دینی میتوان گفت که بهبود نظام تعلیم و تربیت به ویژه تحقق تربیت دینی در نسل جوان امروز و فردا جز از طریق رویکرد سیستمی  به شبکه گسترده نظام فرهنگی و تحصیلی، آسیب شناسی وضع موجود و شرایط مساعد اجتماعی امکان پذیر نیست و به عبارت دیگر غفلت از همبستگی علی بین عوامل و موءلفه های تربیت دینی در نظام فرهنگی و تحصیلی شاید از شایع ترین خطا های تربیت دینی شمرده شود باید در تجربه تبلیغ و تربیت دینی بخوبی باز خوانی و باز نمایی کرد، اینکه "چرا" و "چگونه" بین "درون داد" و "برون داد" بین آنچه در مقام تبلیغ و ترویج دین و تربیت دین "قصد" میشود و آنچه که در مقام عمل و رفتار بخش از نسل جوان و نوجوانان "کسب" شده است؛ ناهمگونی و بلکه در پاره از موارد "وارنگی" رخ داده است؟ آنجا که تربیت دینی از رهیافت طبیعی، فطری و خود انگخته آن به سوی رهیافت های اکتسابی بیرون، سوق داده شده است "آسیب زایی تربیت دینی" بیش از هر زمان رخ نمایی کرده است. اما آنچه که فعلاً احساس میشود نسل جوان ما در یک سردرگمی شخصیت دینی، و هویتی به سر میبرد" برای نمونه "حجاب از ارزنده ترین نمود های فرهنگی، هویتی و اجتماعی در تمدن اسلامی است که این فکتور اساسی جزی از ارزش ها و اعتبار دینی ما است اگر در فرهنگ اسلامی در اوج تعالی و منتهای ارزش واعتبار خود می رسد .
حجاب وعفاف پدیده مذهبی ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی می باشد وتوجه به زمینه های فرهنگی ،اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم می نمایند و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزش های بنیادین و مداوم در خانواده،مکاتب ، دانشگاه و اجتماع است.
بدیهی است که در کنار شرایط مساعد اجتماعی، فرهنگی برای ارزش عنوان کردن و الگو پذیری این فرهنگ، نیازمند درونی و نهادینه شدن آن در وجود افراد میباشند. بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهاد ها و دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند میباشد.
(3)
هر جامعه ای ارزشها، هنجارها، آداب و رسوم بطور کلی فرهنگ خود را از طریق فرایند اجتماعی شدن به نسل و نسل های بعدی منتقل میکند.
"هدایت فرد در زمینه اجتماعی و فراهم ساختن موجبات رشد اجتماعی ایجاب میکند که معلمین پدر و مادر آگاه به طور کلی مراکز تربیتی، و تحصیلی جامعه، افراد را به میراث های فرهنگی جامعه آشنا سازند و از طریق شرکت دادن افراد در گروه های کوچک و بزرگ اجتماعی، برای ایجاد علاقه به حیات جمعی، لذت بردن از زندگی جمعی و ایجاد مهارت های زندگی به افراد کمک کنند.
فرایند اجتماعی عبارت از تاثر متقابل افراد و گروه های اجتماعی بر یکدیگر، بطوری که هر فرد یا گروه، محرک فرد یا گروه دیگر شود و در نتیجه، رفتار افراد بصورت رضایت آمیز تغییر کند و حیات جمعی بطور معقول ادامه یابد. (4)
جامعه شناسان و روانشناسان در باره دین معتقد اند که وقتی پیام دینی به افراد عرضه شد مورد پذیریش قرار گرفت با اهداف و منافع و عقاید پیشین، تربیت خانوادگی و محلی و ملی ترکیب میشود و خصوصیت ویژه ای پیدا میکند، نتایج ناخواسته ای را به وجود میاورد که مورد انتظار نیست. به این جریان پیامد های دین داری گفته میشود، حال ممکن است این پیامد مثبت باشد که با آن کارکرد ها و تاثیرات روشن و مثبت دینی می گویند و ممکن است پیامد های منفی به همراه داشته باشد که به آن کارکرد های منفی یا آسیب های دین داری می گویند. بنابر این آسیب دینی یعنی بروز و ظهور رفتار های که مورد انتظار دین نیست و حتی به اصل دین لطمه می زند اما از سوی بعضی دین داران انجام میشود. حال این سوال مطرح می گردد که چرا دین داران دچار آسیب های رفتاری دینی می گردند؟ در پاسخ به این سوال نظرات متعدد ارائه شده است که تنها  به نظریه روانی دین اشاره می گردد: توجه کنید دیدگاه روانی دین معتقد است که انسان ها از نظر ویژه گی های فردی و روانی تفاوت های اساسی دارند هر فردی انسانی خصوصیات خاص خود را دارد. آموزش هر مسلهء برای انسان باید با توجه به ویژه گی های روانی افراد باشد.
اگر این مسله رعایت نشود امر آموزش و تربیت آسیب زا می گردد. داستان موسی و شبان در مثنوی مولوی ما را از سیرت اخلاقی و اجتماعی یعنی رعایت فهم و استعداد مخاطب آگاه میکند. در بیان توجیه الهی و خدا شناسی داستان خلاصه، اشعار از مثنوی مولوی را در این باب یادآور میشوم

دید موسی یک شبان را به راه                               کو همی گفت ای کرم و ای الله
تو کجائی تا شوم من چاکرت                                 چارقت دوزم کنم شانه سرت
گر بدانم خانه ات را من مدام                                 روغن شیرت بیارم صبح و شام
ای خدای تو همه بز های من                                 ای به یاد تو هی هی و هیهای من
گفت موسی با کی استی ای فلان                                      گفت با آنکس که ما را آفرید
گفت موسی های خیره سر شدی                             خود مسلمان ناشده کافر شدی
شیر او نوشد که در نشو و نماست                           چارق او پوشد که او محتاج پاست
گفت ای موسی دهانم دوختی                                 و ز پیشمانی تو جانم سوختی
وحی آمد سوی موسی ای خدا                                بنده ما را زی ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی                                   نی برای فصل کردن آمدی
ما درون را بنگریم وصال را                                نی برون را بنگریم وقال را
چون اگر موسی این عتاب از حق شنید                     عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید                              هیچ آدابی و دستوری مجوئی
هرچه می خواهد دل تنگ بگوی (6)

بنابر این یکی از مسائل مهم و اساسی جامعه امروز ما چگونگی ارایه مفاهیم و محتوا و ارزشهای مذهبی و دینی و نحوه تفهیم آنها به جوانان و نسل امروز و در غایت اثر بخشی و تاثیرات پیام میباشد. در این جا چند موضوع مورد بحث است
-         فطرت انسان و رابطه او با دین:
قرآن کریم می فرماید: فاقم وجهک للدین حنفهاً فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیمه ولکن اکثرالناس لا یعلمون (7)
پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آئین استوار؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند.
علی (ع) در روایتی خطاب به پیشگاه الهی عرضه میدارد: (اللهم خلقت القلوب علی ارادتک و فطرت القعول علی معرفتک (8)
خدایا تو قلب ها را با ارادت و محبت خود و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای. و در دعا عرفه امام حسین (ع) آمده است! چگونه از چیزی که در وجودش به تو نیازمند است به تو استدلال می توان کرد؟ آیا برای غیر تو ظهور است که برای تو نیست تا آشکار کننده تو باشد؟ تو کی غایب بوده ای تا دلیل و رهنما نیاز داشته باشد و بر تو دلالت کند و کی دور بوده ای تا آثار و نشانه های ما را به تو برساند؟ کور باد دیده که تو را با نشانه ها حاضر نبیند و قرین زیان باد معاملته بنده ای که برای او، بهری از دوستی ات را قرار ندادیم (9)
در قرآن لغت "فطرت" در مورد انسان و رابطه او با دین آمده است! " فطره الله التی فطرالناس علیها" یعنی آنگونه خاص آفریده شده است. این کلمه که امروز می گویند " ویژگی های انسان"، اگر ما برای انسان یک سلسله ویژگی ها در اصل خلقت قایل باشیم، مفهم فطرت را میدهد.         " فطرت انسان یعنی ویژگی های در اصل خلقت و آفرینش انسان" (10)
بدون شک تعلیمات اسلامی بر اساس قبول یک سلسله فطریات است؛ یعنی همه آن چیز هایکه امروز مسائل انسانی و مارواء حیوانی نامیده میشوند و اسم های آنها را "ارزشهای انسانی" میگذاریم. ، از نظر معارف اسلامی ریشه در نهاد و سرشت انسان دارند؛ که اصالت انسان و انسانیت واقعی انسان در گرو قبول فطریات است. این حرف بی جا خواهد بود که ما برای انسان فطریات قایل نشویم یعنی ریشه ای در نهاد انسان برای آنها قائل نشویم و دم از "اومانیزم" و اصالت انسان بزنیم. (11)
-         هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی:
"انسان ها دارای دو گونه هدایت هستند: هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی، و... قرآن می خواهد بگوید که تا کسی چراغ هدایت فطری روشن نباشد هدایت اکتسابی برای او فایده ندارد. این در واقع همان مطلب است که انسان انسانیت فطری خودش را حفظ نکرده باشد. ] تعلیمات انبیاء برای اشخاص مسخ شده و انسانیت را از دست داده مفید نیست. و تجربه و واقعیت نیز همین را نشان میدهد[ (12)
 کارشناسان تعلیم و تربیت معتقد اند که میزان اعتقاد به دین و ثبات و قوام آن در بزرگ سالی به میزان کارآمدی آموزش های دینی در دوران کودکی بستگی دارد. توجه به افزایش آسیب پذیری دینی و مذهبی در میان نسل جوان ما در جامعه افغانستان، اهمیت توجه به محتوای آموزش های مذهبی را پیش از پیش روشن می نماید. از آنجائیکه حس دین اساساً در طبعیت و فطرت  اطفال به ودیعه نهاده شده است تنها زمینه سازی روانی – عاطفی لازم است تا خود فرد بدون القاء و اجبار بیرونی به کشف و شگوفایی آن دست یابد و آموزش هایی و تعالیم مذهبی دینی نیز باید در جهت یاری کردن اطفال برای چگونگی کشف از طریق خویش باشد تا اینکه بطور آماده و از بیرون در اختیار وی قرار گیرد، و در غیر این صورت مطمنآ در پرورش حسی مذهبی و دینی او اختلال ایجاد شده، و با ارائه مطالب و مواد صوری دینی انگیزه ای درونی کنجکاوی ذاتی، عشق وجودی و نیاز فطری وی کاهش میابد. در این جا می توان طرح جهت دار بودن فرایند هایی دینی را میتوان چنین ترسیم کرد:
فرد با فطرت الهی   ، فرایند هایی پویایی تربیت    ، دینی به سوی خدا     ، خدا در فطرت انسانها کنش هایی آزادانه، آگاهانه و آفریندگی مجتمع های فرهنگی، آموزش و پرورش آزادی، عقلانی آگاهی و آفریندگی مطلق.
در اینجا برای تقریب ذهن خوانندگان در فهم شفاف از تفاوت "دین یابی" و "دین دهی" میتوان از تمثیل "چاه" و "حوض" بهره گرفت. چاه از درون میجوشد و تولید کنندی آب است، اما حوض از بیرون آب را دریافت میکند. چشمه جوشان دین جوی و دین یابی در فطرت آدمی به ودیعه نهاده شده است، حال آنکه عدی به تعبیر مولوی وابسته و "آب ناودانی" هستند که از بیرون به آنها میرزند! در دین یابی "حسی دینی"، "پرورش" میبابد و در دین دهی معلومات محفوظات دینی "گسترش" می یابد. ، در فرایند تربیت دینی معطوف به رهیافت "دین یابی" شوق و خوف درونی جایگزین تشویق و تنبیه بیرونی میشود و دین "کنش لذت بخش" خود را در همه ابعاد زندگی توسعه میدهد. اما در تربیت دینی معطوف به "دین دهی" کنش های آدمی در اخلاق و رفتار ها بی ریشه و آسیب زا میشود. (13) 
اگر نیاز هایی بنیادی فطری انسان درست تربیت نشود و تنها قواعد باز دارنده، تحقیر، سرزنیش و تهدید آن را محدود سازیم، فرد را دچار بیماری ساخته ایم.
فرد متدین پرورده میشود که در تربیت دینی و سیر و سلوک به سوی خدا بر آزادی، آگاهی و آفرینندگی او تکیه کرده باشیم. از آنجائیکه یکی از نیاز های اساسی انسان میل به زیبایی و جمال دوستی است در تربیت دینی نیز میتوان کمال استفاده مطلوب را از این گرایش ذاتی نمود. اگر نظام تعلیمی بتواند پیام خود را به شکل زیبا و هنرمندانه به مخاطب خود منتقل سازد توانسته است پلی میان طبعیت بشری "میل به زیبایی" و تربیت بزند. توجه قرآن و مسلهء جهان و زیبایی و نیز اهتمام تدوین به آن اهتمام پیش از پیش به این مسله را در تربیت نسل جوان و سرگردان ما ضروری می نمایند.
می توان گفت کلید تربیت اسلامی عشق است که با جاذبه هایی زیبایی و معنوعیت میتوان قلب های آدمی را مهیای کمال و رشد کند اگر تربیت دینی بر اساس عشق و زیبایی باشد انتظار دریافت پاداش و ترس از مجازات، در آن معنا نخواهد داش، و اعمال و رفتار دینی بر اساس عشق و علاقه قلبی، و شهودی انجام خواهند گرفت. هدف از تربیت دینی پرورش شعور و شوق فطری افراد نسبت به جلال و جمال الهی ایست. در کل هدف عشق ورزی به دین است نه انتقال دین. نقش خانواده، مکتب و پیام آوران دینی نیز تنها انتقال و انباشت اطلاعات دینی در ذهن مخاطبین خصوصاً جوانان خود بتواند به فهم عمیق دین نایل شوند و آنان تنها نقش رهنما را دارند. اگر شیوه تربیت دینی الهام گرفته از شیوه های پیامبرانه و خصوصاً پیامبر بزرگ اسلام باشد احساس و رغبت دینی در افراد پرورش خواهد یافت.
تربیت دینی امر درونی، شهودی و اشراقی است و از طریق زمینه سازی و مکاشفه حاصل میشود. پس دین یابی، یک فرایند درونی، فاعلی و شخصی است حال آنکه "دین دهی" یک امر بیرونی و اقتباسی است به نظر میرسد منشه تربیت دینی فرایند خود انگخته دارد، و ایمان راستین را نمیتوان به صورت "تحکمی" و "ساختگی" پدید آورد بلکه باید زمینه ای فراهم کرد که فرد بتواند آنرا از درون احساس کند نه اینکه از بیرون اقتباس نماید اگر ما بتوانیم شیوه "اکتشافی" را در تربیت دینی جایگزین شیوه "اکتسابی" کنیم بسیاری از آفات تربیت دینی بر طرف خواهد شد و حسی مذهبی مبتنی بر ایمان درونی که سر شار از زایندگی، معنا یابی و لذت پایان ناپذیر است، ایجاد میگردد.
اما هر نوع اتخاذ روش نادرست و تبلیغاتی صوری و اشباع افراطی "حسی نیاز دینی" را در جوانان از بین خواهد برد و آنچه را که از دل آنها میجوشد و فوران میکند خاموش خواهد کرد. راه بیرون شدن از این بن بست تربیت دینی است که میکانیزم "خدا یابی" را جایگزین "خدا دهی کند" اتخاذ شیوه های عرفانی آموزش دینی و ایجاد زمینه های دین جویی بسیار حائز اهمیت است. باید در نظر داشت توجه به این ضرورت ها منجر به ایجاد انگیزه هایی درونی در مخاطبین گشته که با استفاده از این خود باوری و فطرت خدا جویی میتوان به تربیت مناسب دست یافت در آخر میخواهم چند پرسش را مطرح کنم.
-         آیا آموزش دینی باید همراه با پرورش حسی دینی باشد؟
-         معرفت دینی و حسی دینی با کدام زبان به دست میاید؟ قلب – عقل – حس ؟
-         آیا هنر تعلیمات و تربیت دینی ایجاد شوق و کنجکاوی و حسی حقیقت جویی در مخاطبین است؟
-         آیا برای پرورش حسی دینی میتوان به صرف آموزش ها و توصیه ها و تبلیغاتی سطحی و صوری اکتفا کرد؟
-         آسیب هایی فهم و شعور و تربیت دینی از کجا ناشی میشود؟
-         آیا منابع تربیت را در بیرون فرد جستجو میکنند؟
-         آیا منشه تربیت دینی فرایند خود انگخته دارد؟
-         آیا ایمان راستین را میتوان به صورت "تحکمی" و "ساختگی" پدید آورد؟
-         آیا تربیت دینی با دانش دینی یکسان است؟

اینها همه سوالاتی استند که باید با آن جواب های منطقی و علمی باید داد.

پی نوشــــــــــــــت ها:
1.     محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 76 ، باب 59 ، حدیث 18.
2.     سوره جمعه، آیه 2.
3.     راهکار هایی اجرائی فرهنگ عفاف و حجاب، دیبرخانه شورای فرهنگ عمومی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگی و ارشاد اسلامی.
4.     داکتر علی شریعت مداری، رسالت تربیت و علمی مراکز آموزشی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاها.
5.     مولوی مثنوی معنوی
6.     محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 95، ص 403.
7.     استاد شهید مرتضی مطهری، مجموع آثار، ج 4.
8.     همان
9.     همان


پنجشنبه ۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲

ضرورت و اهمیت مدیریت در خانوده های امروزی!

مدیریت خانواده، مجموعه ای است از فن و هنر خانه داری و زندگی در خانواده که به دنبال پی ریزی یک زندگی موفق در میان یک خانواده است. 
خانواده یکی از ارکان مهم و اساسی هر جامعه ای می باشد. خانواده محل تجلی بسیاری از خواسته های جامعه است و شکوفایی هر جامعه ای در شکوفایی نهاد خانواده نهفته است. مدیریت هر خانواده نیز نقش بسزایی در رشد و شکوفایی سازمان ها اعم از دولتی و خصوصی دارد و بسیاری از اصول و مقررات سازمان ها نیز نشأت گرفته از اصول و مقررات حاکم بر خانواده ها می باشد. خانواده به منزله یک واحد منسجم و پویا می باشد که در جهت نیل به اهداف واحد گام برمی دارد و همه اعضای یک خانواده می بایست همگام با یکدیگر در جهت تأمین خواسته های مشروع خانواده تلاش و حرکت نمایند. به منظور تأمین خواسته های مشروع خانواده لازم است خانواده ها همانند سازمان دارای اهداف و برنامه های مشخص و معین باشند و برای رسیدن به این اهداف و برنامه ها اصول و موازینی را به کار ببرند که اهم این اصول و موازین به شرح ذیل است:
 

۱- اصل وحدت هدف: 
یکی از اصول مهم و اساسی در مدیریت خانواده، داشتن هدف و یا اهداف واحد می باشد. هر خانواده باید برای خود هدف یا اهداف واحدی داشته باشد و تمام سعی و تلاش خانواده بر این باشد که اهداف همسو و هم جهت باشد. داشتن اهداف متضاد و متفاوت می تواند مشکلاتی را در فرآیند سازگاری خانواده ایجاد و خانواده را دچار دوگانگی یا چند گانگی نماید.
 

۲- اصل وحدت مدیریت: 
یکی دیگر از اصول مدیریت خانواده، وحدت رویه در مدیریت خانواده و مدیریت واحد در خانواده می باشد. منظور از وحدت مدیریت این است که خانواده دارای مدیر واحدی باشد و مدیریت و هدایت اهداف و برنامه های خانواده را پذیرفته باشد. البته داشتن یک مدیر واحد در خانواده به مفهوم این نیست که سایر اعضای خانواده نقشی در مدیریت و اداره امور خانواده ندارند بلکه به این مفهوم است که مدیر خانواده نقش هماهنگ کننده بین اعضای خانواده را دارد و صرفاً در تصمیم گیری های اساسی که اعضاء خانواده می بایست تابع نظرات مدیر خانواده باشد و در سایر موارد تصمیمات تعامل محور باشد.
 

۳- اصل تقسیم کار: 
یکی دیگر از اصول مدیریت در خانواده اصل تقسیم کار می باشد. اصل تقسیم کار به این مفهوم است که هر کس در خانواده متناسب با نقش و توان خود مسئولیتی را بپذیرد و همگام با سایر اعضای خانواده به منظور تحقق اهداف و برنامه های خانواده ایفای نقش نماید. یکی از مزیت مهم اصل تقسیم کار در این است که از هر کس متناسب با مسئولیتی که بعهده او گذاشته شده انتظار می رود که وظایف خود را به نحو احسن انجام داده و پاسخگوی سایر اعضای خانواده باشد و این احساس که همه مسئولیت ها بر دوش یک نفر باشد و سایرین وظیفه ای در قبال خانواده نداشته باشد. کاهش یافته و حس و روحیه تعاون و همکاری در خانواده جایگزین حس عدم مسئولیت پذیری گردد.
 

۴- اصل مشورت: 
یکی از اصول مهم و اساسی در مدیریت خانواده اصل مشورت و تبادل نظر در بین اعضای خانواده می باشد. هر یک از اعضای خانواده متناسب با ظرفیت و توانایی های خود همچنین متناسب باشد مکانی و زمانی وظیفه دارد که در پیشبرد اهداف خانواده بحث و تبادل نظر نموده و هم از تجارب سایر اعضای خانواده در تصمیم گیری ها بهره مند باشد و هم خود با توجه به تجارب خود سایر اعضای خانواده را در تصمیم گیری ها بهره مند سازند. کاربرد این اصل در مدیریت خانواده موجب حس تفاهم و همدلی خانواده می گردد و خانواده احساس هویت و ارزشمندی بیشتری می یابد و میزان مشارکت و همکاری اعضاء در پیشبرد اهداف خانواده افزایش می یابد.

۵- اصل برنامه ریزی: 
یکی دیگر از اصول مدیریتی خانواده اصل برنامه ریزی می باشد. منظور از اصل برنامه ریزی این است که مدیریت خانواده برای پیشبرد اهداف خانواده می بایست متناسب با منابع موجود در خانواده برنامه ریزی و نیازهایی را بر اساس سلسله مراتب نیازها و ترتیب تقدم هر کدام از نیازها اولویت بندی نماید. اصل برنامه ریزی موجب ایجاد تعادل درخواستهای منطقی خانواده می گردد و خانواده را در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده رهنمود می سازد.
 

۶- اصل نظم و انضباط: 
شاید به جرات بتوانیم بگوئیم که یکی از اصول مدیریت در خانواده وجود نظم و انضباط دقیق و منطقی در بین تک تک اعضای خانواده در انجام وظایف و تکالیف محوله می باشد. چنانچه بدون وجود نظم و انضباط در خانواده هر سعی و تلاشی قرین موفقیت نخواهد بود. بنابراین لازمه پیشبرد اهداف و برنامه ها وجود نظم و انضباط حاکم بر فضای خانواده می باشد و این مهم بعهده مدیریت خانواده می باشد که با ایجاد نظم و انضباط و نظارت بر فعالیت های اعضای خانواده به حداکثر نتیجه مطلوب برسد.
 

۷- اصل تصمیم گیری: 
یکی دیگر از اصول مدیریت خانواده اصل تصمیم گیری است. لازمه تصمیم گیری در اداره امور خانه این است که مدیر خانواده پیرامون موضوع یا مسئله که قرار است درباره آن تصمیم گیری شود اطلاعات لازم را کسب نموده و پس از جمع آوری اطلاعات کافی و لازم در مورد آن موضوع‌، با تبادل نظر بین اعضای خانواده و بحث و بررسی منطقی بر اساس اطلاعات موجود، اقدام به تصمیم گیری نماید.







مرکزی بامیان دفتری اسکان بشری ملل متحد


 اخضراتی
12/1/2012

شنبه ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱

کنفراس گزارش دهی تا سرحد خشونت!


طبق معمول از چند سال به این طرف حکومت محلی بامیان، از فعالیت ها وکارکردهای ادارات شان به مردم گزارش می دهد.
امسال هم این گزارش طی سه روز برنامه ریزی شده بود و ادارات دولتی در مدت این سه روزه فعالیت های کاری شان را طبق تقسیم اوقات ارایه کردند.
تاریخ 1/ 10/ 1390  که سومین روز گزارش دهی و،اخرین روزی کنفراس بود که  ریاست احیا وانکشاف و ریاست زراعت ولایت بامیان ازفعالیت های اداره های شان گزارش دادند.
این کنفراس از ساعت  8:30  اغاز شد و در اغاز اقای یونس باصر ریس احیا وانکشاف دهات فعالیت های خود  راکه از طریق پروجکتور بسیار بصورت منظم تهیه کرده بود در این گزارشی شان که فعالیت های موسسیات های همکاری شان هم درج شده بود به صورت فهرست وار در جمع اعضای نماینده های مردم درسنا ومجلس نماینده گان ،اعضای شورای ولایتی ، نماینده ای مردم ، که از ولسوالی  ها  دعوت شده بود ، رسانه و جمع مردم  ارایه کرد .
بعد از ایشان انجینر عطای ریس زراعت بامیان بود، که از فعالیت اداره خویش گزارش دادند و بعد از ختم گزارش  ریس زراعت ،نوبت به سوال های اشتراک کنند ه  ها رسید .
و طبق معمول هرروز قبل از خواندن سوال های اعضای اشتراک کننده توسط مجری برنامه  اقای احمدی و اقای شفق  از شورای ولایتی سوال خود را که بسیار، به صورت منفی و احساساتی که تقریبآ یک جانبه و سیاسی بود از ریس انکشاف دهات مطرح ساخت .
انچه که احمدی ان را به عنوان سوال از ریس انکشاف دهات کرد به شکل زیر میباشد.
ریاست احیا وانکشاف دهات پروژه های شان همه قومی ، سیاسی  ،می باشد یعنی کار شان براساس قومیت می باشد،  این سوال شان و حرفی شان با واکنش تندی یک تعداد از اعضای اشتراک کنند های کنفراس قرار گرفت که اقای احمدی می خواهد مسایل را قومی بیسازد ، و مسایل قومی را بیشتر دامن می زند و این دور از  شآن یک نماینده مردم می باشد  که تمام فکر ذکری شان دامن زدن به مسایل قومی می باشد.
که باوساطت داکتر حبیبه سرابی والی بامیان این موضوع خاموش شد ، وجناب والی خودش در عقب مایگ قرار گرفت ، و حرف های خوب داشت و جناب والی صاحب  در سخنان خود یاد اوری کرد ، که با این منفی بازی ها ، عقده گشای های شخصی ، وقومی این کشور واین ملت تباه شد . واین عقده گشایهای منفی و قومی باعث این شده که ما همیشه عقب مانده ایم و از این منفی بازی ها ما نتیجه نگرفتیم و نه می گریم ، و این کاردرست نیست و هدف این کنفراس گزارش از فعالیت هاو ادارات دولتی را نشان می دهد و اگر یک اداره مشکل داشته باشد شما امدید، تا ان کاستی ها را برای ما گوشزد کنید نه این که  عقده گشاهای قومی وسیاسی داشته باشید و این کاردورنیست. که این سخنان والی به نحوه وضعیت جلسه را ارام ساخت  ،حرف های خوب بود و نشان دادکه والی صاحب در قبال این مردم دید مثبت دارد و از منفی بازی هاو پارتی بازی های سیاسی وقومی خوشش نمی اید ، وما هم تجربه والی دیگر را هم داریم که بر سری این مردم چه وضعیت بود حالا داکتر سرابی هرچه است برای این مردم بهتر از ان کسانی است که تجربه خود را برای مردم بامیان ثابت کرده است و افتاب بین دو انگشت پنهان نمی شودو این حرکت های منفی نماینده شورای ولایتی بامیا موضوع را می خواست قومی و سیاسی بیسازد.که این شایسته حرکت های این شورا نیست.
شفق نماینده دیگری شورای ولایتی بود که بسیار به صورت احساساتی سوال های شان از این دو اداره مطرح ساخت و این حرکات این دونفری شورا معلوم می شد عقده های شخصی نسبت به این ادارت می باشد.
ریاست احیا وانکشاف دهات که تمام نمانیده ها موسیسات همکاری شان حضور داشت به سوال اعضای اشتراک کننده ها جواب می دا د اما این حرکت دونماینده شورا ولایتی وضعیت کنفراس را برهم زد و فضای کنفراس که بشتر پرسش پاسخ  بود این دو نماینده شورا ولایتی فضای کنفراس ها با سوالات منفی خود قومی ساخت که دور از شآن و شخصیت نماینده های مردمی باشد.
بعد از صرف نان چاشت ریس دفتری مقام ولایت گزارش و فعالیت های دفتر ولایت و خلاصه از فعالیت های اداراتی بامیان ، وموسیسات همکاری شان را ارایه کرد .
اما انچه مهم بود در اخری این کنفرانس گزارش دهی می باشد که یک نماینده شورای ولایتی ارزیابی خود از این دو اداره که فعالیت های شان ارایه کرد و خودی والی ارزیابی خودش را از ریاست های خودش داشت می باشد.
اما اقای خلیل به عنوان نماینده شورای ولایتی  در ابتدا که بسیار با ادبیات دینی نقادانه خویش ، خواست  کار های  که صورت گرفته و اداراتی که فعالیت های خودش را گزارش دادند با این جملات  شروع کرد، ایشان در سخنان خود از حکومت مولای متقیان حضرت علی
(ع) یاد اوری وگفت که ما باید ان را الگو قرار دهیم، و مشکلات که در بامیان است با توجه به این که جامعه جهانی ، حکومتی مرکزی نسبت به بامبان توجه ندارد،  کمک نداردف اما نقص در کجا است ؟  رهبران ما؟ کم توجهی دولت و جامعه جهانی؟ یا خودی ما ؟ اما ایشان بشتر مقصر اداره محلی بامیان را عنوان کرد . وی در ادامه سخنانش از سودا وفروخت سه موتر مواد روغن که در دشت برچی فروش شده است که هدف شان ریاست معارف بود که چرا این عمل صورت گرفت است ؟
واز اعماری پل بسیار کلان شهری نوی ولسوالی ورث که تقربیآ 50 فصد مردم ورس را به مرکزی ولسوالی وصل می کند یاد اوری کرد، که در قسمت ساخت این پل نظرات تخنیکی خودش راا ارایه کرد که به جای سیخ 24 ملی سیخ 18 ملی را کار گرفته است ، که ریس انکشاف دهات فورآ از جای خودش بلند شد گفت جناب وکیل صاحب این یک افتراح محض است این واقعیت ندارد ، و من حاضرم این کار را ثابت می کنم هئیت  باید همرای ما در ساحه بیروید از نزدیک پل را بیینم و اگر این کار صورت گرفته است من باید جوا ب دهیم در غیری ان صورت چرا دروغ و تهمت ؟
و اقای خلیل در این قسمت جواب نداشت وایشان با یک جمع بندی ارزیابی خودش را از این کنفراس ارایه کرد که بسیار، زیاد واقع بینانه نبود .
اما جالب زمانی بود که والی بامیان در ختم کنفراس از فعالیت های ولسوال ها و ریاست های شان داشت ارزیابی می کرد و همین طور در جواب سوال های اقای خیلیل از شورای ولایتی  که از ادبیات دینی و توصیه های دینی در امری کار های اداری ، به اداره  محلی بامیان که در قسمت انتخاب افرادی چیز فهم ، وپا بند بودن به  قانون و حاضر بودن در کار های شان همیشه،  عنوان کرده بود . والی بامیان از خودی اقای خلیل  سوال کرد ، که از حاضری شورای ولایتی که باید نظارت کند ؟ و حضوری یک وکیل در شورا چه قدر اهمیت دارد ؟   وشما در هر ما چند روزه در شورا هستید؟  " و در انتخاب افراد چیز فهمم شورای ولایتی در کمیته انتخاب این افراد حرف اول را می زند و غیری حاضری های دوامداری که در شورا می باشد از این وضعیت که سوال کند ؟ این ها وبا ذکری چند نمونه  دیگر در حقیقت ان حرفی های که نماینده شورای  ولایتی زد همه شان را خنثی ساخت واین مثلی همان حرف ان مرد می ماند که هیچ عیب نیست و اگر هست در وجود دیگران است و این خود ش نشان داد که جناب وکیل شورا حرفی شان که قصد داشت حرفش را  به کرسی بینشیند  و دل اعضای اشتراک کننده ها از خودش  خوش بیسازد موفق نشد، ومردم موضوع برای شان روشن شد،  که اعضای شورای ولایتی چه قدر خودش به قانون احترام دارد؟ و چه قدر سوال ها وحرف های شان ملی و مردمی است ؟  نه قومی وسیاسی ؟ راجع به مشکل پل شهری نو ورس که بسیار تند ان را  مطرح ساخت ، بعد از ختم کنفراس در جای دیگر معذرت خواهی کرده و گفته که فلان اینجینر  این موضوع را به من گفت که این هم خودش نشان می دهد که جناب وکیل صاحب نظری تخنیکی شان درست از اب درنیامد.
وانجه که من خودم در ان کنفراس حضور داشتم و صحبت های که با چند تن از نماینده ای که از ولسوالی های مختلف امده بود  داشتم نظرات مختلف داشت بعضی شان به این باور بودند، که نفس این کنفراس گزارش دهی خوب است که ارایه  معلومات است برای مردم و بعضی دیگر از حرکت های این دوسه نماینده های شورا وضعیت را قسمی دیگر ارزیابی داشت ، که این نماینده هابجای کمک وهمکاری به دیگر در صحبت های شان مسایل قومی را مطح ساخت که این حرکت ها از ادرس شورای ولایتی و نماینده های مردم یک کاری خیانت به و حدت وهمدلی مردم بامیان می باشد که چطور یک وکیل شورای ولایتی در سخنانش بر دامن زدن این موضوع علاقه منداری دارد؟!

دوشنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱

طرح روش های ساده برای مصرف پول های کلان اختلاس شده توسط ریس جمهور !



تاریخ دوازده دسامبر در کابل از روزی مبارزه علیه فساد اداری تجلیل صورت گرفت و فساد اداری یک از برزگترین چالش های است که در طول حکومت  اقای کرزی مطرح بوده است . و لکه بدنامی را بر پیشانی اداره ریس جمهور حک ساخته است .
این روز همه ساله توسط حکومت تجلیل می شود، و تنها چند نفر به شمول ریس جمهوری  کرزی  سخنرانی می کند و از جمله با فکاهیهای جناب ریس حاضرین کف می زند و سخنان ریس را تمجید می کند و تنها ارایه چند برنامه و طرح های که در حقیقت جنبه عملی  نداشته  و هیچ وقت عملی نخواهد شد توسط سخنرانان عنوان میشود.
فساد اداری و ریشوه ستانی در این مدت حکومت اقای کرزی حالا تبدیل به یک فرهنگ شده است،  و عایدی که یک  کارمندی دولتی از رشوت می گیرد،  بالاتر از معاش شان است و این کار باعث این شده است که رشوت گرفتند د بعضی اداراتی دولتی   بسیار بصورت عادی و بدون هیچ کدام مشکل در تارو پود  حکومت جریان داشته  است ، و رشوت دهند و رشوت گیرنده هردو بدون کدام تعقیب  عدلی وقضای کارش را ادامه می دهد.
با توجه به این که در این چند سال اقای ریس جمهور با ایجاد کمیسون های مختلف تلاش کردن که این پدیده بد نام را از دامنی حکومتش برچیند اما کار کرد این کمیسون ها موثر نبوده بلکه فساد اداری چند برابر شده است .
و جامعه جهانی که بار ها در این باره نگرانی کرده است و دولت افغانستان را بارها هشدار داده است ،  که در صورت مبارزه جدی علیه  این مشکل کلان ،  جامعه جهانی در کمک های خود تجدید نظر خواهد کرد. اما اقای کرزی در صحبت های خود از  رشد فساد اداری در حکومتش از خارجی نام گرفت و یک از دلایل رشد این فساد را حیف میل شدن کمک برونی را خارجی ها  دانست  که دامنه فساد را گسترش داده است .
اما سخنرانی جناب ریس جمهور با سال های قبل بسیار تفاوت داشت ایشان در این سخنرانی از رشد فساد اداری در کشور بسیار ناراحت بود و به گفته خودش کلان های افغانستان و بزرگان افغانستان در این باره جدی نیست  ، و حمایت می کند از کسانی که فساد را در درون حکومت انجام می دهد  ، یعنی به این معنی که زور گویا ، واسطه دارها ، این ها هستند که دامنه فساد اداری را گسترش داده است و اقای ریس از این ناحیه بسیار ابرازی نگرانی کرد ،  اما در  ادامه صحبت های خود ایشان مثل همیشه جملات زبیا را بیان کرد ،  واقای ریس گفت که( از کسانی رشوت می گیرد و در این کار مهارت خاص دارد ما خواهیش مندیم که پول شان را  برون از کشور در دوبی واروپا وامریکا انتقال ندهد بلکه در داخل کشود بلند منزل بی سازد ما خوش هستم و تشویق می کنیم).


این سخانی ریس جمهوری یک کشوری است که ادامه حیات شان وابسته  به کمک های خارجی می باشد و با توجه در این دوازده سال حکومتش بشترین کمک ها ،  وبهترین فرصت های طلای را مردم افغانستان از دست داده است . و این سخنانی فرد اول این کشور است که بشتر از دوازه سال است که قدرت را در  دست دارد و بزرگترین مشکلات وچالش را در دوره حکومتش داشته و دارد .
امنیت ، مواد مخدر ، فساد اداری ، رشد بیکاری وفقر ، زورگوی ، عدم تطبیق مواد قانون اساسی و به بازی گرفتند این سند ملی ،مصلحت اندیش های بیش از حد با افراد واشخاص که خود را تیکه داری مردمش معرفی کرده است وده ها موضوع دیگر در این حیات حکومت جناب ریس حرف اول  را می زند این در حالی است که برادرانش و اعضای حکومتش  در فساد پولی و قوچاق مواد مخدر بارها توسط منابع خارجی وداخلی متهم شدند ، اما این بار اقای کرزی حرف را روشن و پوست کنده در این کنفراس بیان کرد ، یعنی نبردنی پول های کلان  اختلاس شده در برون از کشور در دوبی و جاهای دیگر ، بلکه مصرف ان در داخل کشور !

حالا سوال این جا است که جناب ریس جمهور کرزی ! فساد اداری یکی از این مشکلات است که راحل شان را دادید. اما افغانستان با توجه به شرایط حساس منطقه ای ، و جایگاه این ملت ، و استقلال این کشور در تمام بخش ها و در کل خوشبختی مردم افغانستان را درسایه امضای این سند استراتیژیک  با امریکا می دانید؟
این سوالی است که اقای کرزی باید برای مردمش جواب دهد ،  که اگر امضای این سند برای افغانستان به لحاظ اقتصادی اهمیت داشته باشد،  چه ضمانت وجود دارد ؟  که امریکا هویت ، استقلال سیاسی وفرهنگی مردم افغانستان را زیری پا نکند؟   و تجاوز از خاک این کشور علیه همسایه ها نداشته باشد ،  وانچه که در متن منتشر شده این سند امده است هیج اعتماد وجود ندارد به حفظ ومراعات کردنی مواردی که قبلآ ذکر شد. . در این چند روزی قبل ما شاهد به زمین نشاندن یک کبوتری جاسوسی  امریکا در کشوری همسایه ایران هستم ،  این کار خودش نشان می دهد ،  که امریکا تنها هدف شان در افغانستان مبارزه علیه تروریزیم  نیست بلکه اهداف دیگر ی هم دارد که ان به ضرری مردم افغانستان می باشد و این اقدام پیش از پیش کشور های همسایه را در مقابل افغانستان حساس می سازد .
انچه که دیده می شود اقای کرزی با فرا خواندنی  لوی جیرگه زمنیه امضای این سند را از قبل اماده ساخته است و با امضای این سند مهم وخطرناگ یک باری دیگر افغانستان  را به کام مرگ خواهد برد ،  و با امضای این سند نوکری مردم افغانسان را قبل از قبل مشاهده می کنیم و انچه که در افغانستان دارد اتفاق می افتاد مردم افغانستان را نگران کرده است،   وتمام مشکلات و چالش های که دامنگیر این ملت  شده است  ،عامل شان در مدیریت ضعیف کشور  می باشد که بارویکردهای مصلحت اندیشانه ، نه با  رویکردی قانون مداری کشور را به سمت دیگر خواهد رفت ، که سخنان ریس جمهور کرزی در کنفراس مبارزه علیه فساد اداری در کابل   گویای این موضوع است  ، که توان مبارزه  علیه این پدیده  را ا نداریم و رشوت خور آزاد است اما به یک شرط انهم  پول خودرا در داخل بلند منزل بیسازد. نه در بیرون از کشور ، ماخوش هستم !








اخضراتی دفتری اسکان بشری ملل متحد 
بامیان  1390

شنبه ۳ دسامبر ۲۰۱۱

افغانستان ، قربانی سیاست‌های کلان قدرت‌های بزرگ!




یک نماینده ولسی جرگه ،با بیان اینکه افغانستان امروز دارد قربانی سیاست‌های کلان‌ قدرت‌های بزرگ می‌شود، تصریح کرد: وضعیت امنیتی افغانستان وابسته به وضعیت امنیتی منطقه است و اگر منطقه ما منطقه عاری از تهدید باشد افغانستان نیز امنیت خود را به دست خواهد آورد. شکریه بارکزی نماینده ولسی جرگه (پارلمان) افغانستان در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس ایران در خصوص نقش قدرت‌های بزرگ در افغانستان تصریح کرد: اگر روسیه می‌خواهد یک بلوک قوی در منطقه بسازد، افغانستان باید یکی از نشانه‌‌هایش باشد و اگر پاکستان می خواهد که مانند گذشته افغانستان را در اختیارش داشته باشد، تمایلی به دیدن افغانستان به عنوان کشوری مستقل ندارد. وی در ادامه در خصوص کمک‌های بین‌المللی صورت گرفته به افغانستان و استفاده از آن برای توسعه و بازسازی کشور اظهار داشت: متاسفانه کمک‌های بین‌المللی قابل لمس نیست. سرک و مکتب و کلینیک و ... ساخته می شود اما در یک مرحله دیگر می بینید که توزیع کمک‌ها در چرخه فساد گرفتار است که یکی ناشی از عدم داشتن ظرفیت از سوی دولت است و دیگری شیوه‌ای است که کمک‌ها در اختیار افغانستان قرار می‌گیرد. این نماینده ولسی جرگه افغانستان با تاکید بر اینکه کمک‌های اقتصادی یا به خود کشورهای کمک کننده باز می گردد و یا به جیب کمپانی‌هایی می رود که از سوی آن کشورها به افغانستان آورده شده‌اند، بیان کرد: حتی دستگاه خود سازمان ملل متحد به عنوان یک سازمان با قدرت در تکثر فساد اداری در افغانستان نقش به سزا و خاص خود را دارد و سیستمی که در داخل این سازمان است خود تقویت کننده فساد است. بارکزی با بیان اینکه میزان معاش کارمندان آن، هزینه خانه‌ای که در آن زندگی می کنند و هزینه سفرهایشان بسیار زیاد است، ادامه داد: بروکراسی که در خود این سازمان است و بروکراسی که در دولت افغانستان است یک خلاء به وجود آورده و این سبب شده، پروژه‌ها با هم تطبیق نداشته باشند و بعد از یک سال پول بعضی از پروژه‌ها است یا به جیب خود کشور کمک کننده برگردد و یا به صندوق عمومی سازمان ملل، که این هم بخشی از فساد است. وی تاکید کرد: مطابق بررسی که یک کمپانی آمریکایی کرده ، از یک دلار کمکی که به افغانستان می شود فقط 12 سنتش در کشور افغانستان مصرف می شود و 83 سنت دیگر به بیرون از افغانستان می رود. این نماینده پارلمان همچنین وضعیت اقتصادی مردم را نسبت به گذشته بهتر دانست و افزود:کمپانی‌های کلانی در بخش خصوصی در افغانستان فعال هستند، افغانستان آب ، قلم و کتابچه خود را دارد و برخی از کمپانی‌های خارجی نیز علاقمند شدند که بیایند و سرمایه‌گذاری کنند. یعنی یک دروازه برای سرمایه‌گذار در افغانستان باز شده است. بارکزی عدم وجود اصلاح اقتصادی در افغانستان را عامل به وجود آمدن مشکلات بسیار عدیده‌ای مانند بیکاری و فقر روز افزون برای مردم افغانستان دانست و گفت: اما هیچ کس نمی تواند پیشرفت‌هایی را هم که صورت گرفته انکار کند. مثلا هفت سال یا 10 سال قبل از امروز اگر من می خواستم با خانواده خود تماس بگیرم مجبور بودم که از مرز افغانستان عبور کنم بعد تماس بگیریم اما امروز حداقل هر کمپانی تلفن موبایل بیش از یک میلیون مشتری دارد. وی با بیان اینکه امروزه فقری که هفت یا 10سال پیش حکم فرما بوده امروز حکم‌فرما نیست، تصریح کرد: امروز مردم دیگر ضرورت ندارند که اولاد خود را برای یک شکم نان، بفروشند.هنوز هم فقر است اما نه به آن مرحله‌ای که عزیز دل خود را قربانی کند. این نماینده پارلمان در ادامه با اشاره به استخراج منابع معدنی افغانستان توسط کماندوهای مسلح محلی در ایالت‌های مختلف و صرف درآمدهای حاصله از آن برای مصارف شخصی، عنوان کرد: در پنجشیر گروهی از کماندوهای محلی معادن موجود را استخراج و صرف مصارف شخصی می کنند. در هر بخش از ولایات افغانستان یک موزه وجود دارد که در دست افراد بسیار ناخلفی قرارگرفته و آنها به شکل بی رحمانه‌ای خودشان کاوش می کنند و سرمایه‌های ملی را می‌فروشند. دولت نیز نمی تواند همه چیز را کنترل کند و در هر متر از خاک این کشور یک سرباز گمارد زیرا ظرفیت ما اینقدر نیست. براک زی استخراج نفت و گاز شمال افغانستان و ارسال آن سه سمت روسیه و ازبکستان را از دیگر معضلات دانست و بیان کرد: مارهبران محلی داریم که از کماندوها هستند و از دولت هم باج می گیرند. آنها سربازان مسلحی دارند و وقتی در مرحله‌ای می خواهند حمایت سیاسی کشورهای را که با آنها هم مرز و یا هم نژاد هستند را داشته باشند، معضلی بزرگ برای افغانستان ایجاد می‌کنند. وی افغانستان را کشوری در غرق مشکلات دانست که یک عامل آن سیاست‌های غلط سیاستمدان افغانستان در طول 30سال گذشته بوده و عامل دیگرش مداخله مستقیم کشورهای همسایه این کشور که هنوز هم ادامه دارد. این نماینده پارلمان وجود مشکلات قومی را صرفا در سطح تصمیم‌گیرندگان در افغانستان و روشنفکران آن دانست و گفت: آنچه آنها فراموش کرده‌اند افغانستان و مردم ما است.هر گروهی در افغانستان با یکی دو کشور ارتباط دارد و تنها موضوع زبان، مذهب ، موقعیت خود یک محل برایشان مهم است. این نماینده پارلمان در پاسخ به این سؤال که علت عدم کنترل طالبان بعد از شش سال و قدرت گرفتن آنها چیست؟ اظهار داشت: باید دید طالبان چه کسانی هستند. آیا این طالبان همان طالبانی است که 11سال پیش من به خاطر آنها چادری می پوشیدم و یا برقع به سر می کردم. براک زی با بیان اینکه این همان طالبان نیستند، افزود: آنها حمله انتحاری نمی کردند. آنها هیچ تکنولوژی را دوست نداشتند. امروز آنها از اینترنت استفاده می کنند، کلیپ‌های خبری دارند. آنها سر هیچ کسی را بدون محکمه‌ای شفاف، علنی و روشن سر نبریدند. دست و پا قطع می کردند اما در حد شرعی و آن را آویزان می کردند برای عبرت مردم. وی تاکید کرد: این طالب نیست. این یک بازی سیاسی از سوی کشورها و یا افرادی است که در کشورهای خودشان برایشان جایی نیست و امن ترین جا در حال حاضر برایشان افغانستان است و در یک مرحله من رهبران را ملامت می کنم که فعالیت‌های افغانی را نیز به آنها داده‌اند. طالب 11 سال پیش هم ساخته مردم افغانستان نبود. بودجه‌اش را پاکستان می داد و سازمان استخبارات پاکستان کنارش بود.

چهارشنبه ۳۰ نوامبر ۲۰۱۱

راست گویهای جناب شاروال صاحب در کنفراس گزارش دهی:



گزارش دهی مقاماتی حکومتی از کار کردها وفعالیت های شان چند سال است که طبق معمول اجرا می شود . واین برنامه در ولایت بامیان هم چند سال است که همه ساله برگزارمی شود و اداراتی دولتی کار کردهای یک ساله شان را گزارش میدهد از جمله اداراتی دولتی که تاحال گزارش داده است اداره محترم شاروالی است .
شاروال محترم مدتی زیادی نمی شود که در این سمت برگزیده شده است و در اوایل که جناب ایشان امد در شاروالی یک سلسسله برنامه و شعارهای تبلیغاتی را به راه انداخت و انهم به زودی خاموش شد بهر صورت ما فعالیت ها وکار کردهای جناب شاروال را که  در این مدت که امده کاری نداریم و مردم خودش قضاوت می کند . اما انچه را که می خواهم روی ان بحث داشته باشیم ان کاپی کردنی فعالیت ها و کارکرد های دیگران است که در زمره فعالیت ها وبرنامه کاری شان در کنفراس گزارش دهی سالانه جناب شاروال می باشد . واین کار بسیار جالب است .گرچه این کاپی کردن در جامعه افغانستان حالا معمول شده است اما این کاپی کردن را بشتر در مسایل اجتماعی هنری وادبی در این جامعه می توان جستجو کرد اما درمسایل بازسازی و کار کرد های اداراتی دولتی فکر کنم اولین بار است که دیده می شود و باید به ابتکاری شاروال صاحب افرین گفت .
جناب شاروال صاحب در این کنفراس گزارش دهی قبل از این که از پروژه ها و  ساخت ساز هایکه  در چند ناحیه شهری بامیان توسط موسیسات همکار که بودیجه شان تمویل کرده  و کاری ساخت شان  هم توسط  همین موسیسات تطبیق شده است نام بیگرد واز ان موسیسات سپاس گزاری داشته باشد همه این کار کرد ها را از برنامه های کاری خودی شاروالی و ابتکاراتی خودش عنوان کرده است..
برای نمونه می تواند از چند پروژه ساختمانی یاد اوری کرد که دفتری اسکان بشری ملل متحد هبیتات ان را در چند ناحیه شهری بامیان تطبیق کرده است و جناب شاروال صاحب قبل از این که ازهمکاری های این دفتر تشکری کند و عکس های این  پروژه های ساختمان ها را در کنفراس گزارش دهی به روی پرده  پروجیگتور   اوره د و عنوان کرد که اداره شاروالی شما توانستند در ا ین مدت مشکلات عدیده این مردم را حل کند و خودش را خوش نام جلوه دهد.
پروژه های ساختمانی اتاق شورای پیتاب لغمان و چند پروژه دیگر از جمله پروژه های است که جناب شاروال صاحب ان را به افتخار از جمله ساخت سازهای اداره محترم شاروالی  قلمداد کرده است بدون یاد اوری از موسیسات همکاری شان و جالب تر از ان که شبکه ابراسانی شورای بیتاب لغمان قراری معلومات که است تمام مراحلی اداری کاری و ساخت سازی  ان از طرف ریاست انکشاف دهات پیش برده شده و اداره محترم شاروالی هیچ دخالت نداشته است که این شبکه هم در زمره فعالیت های اداره شاروالی قرارداده است.
جناب شاروال می خواهد با این کاری خودش برای مردم چه را روشن کند ؟
ضعف کاری و عدم ظرفیت اداراتی دولتی سالیان سال است  که به عنوان یک مشکل جدی  دولت عنوان شده است . که این هم تاجای می شود گفت که  به جا است بخاطیری که افغانستان کشور است  چند دهه جنگ و تباهای ر ا سپری کرده است اما این دلیل قانونی نمی شود گفت که اداراتی حکومت افغانستان همیشه ان را  دلیل بیارود،  و ضعف ها و عدم توانمندی مدیریتی شان را قبول نکند،  و به گردنی چند دهه نابسامانی کشور بی اندازد، و جواب گوی مردم نباشد که در این مدت که سمتی این اداره دولتی  را داشتی چه کار کردی ؟ و چه ابتکاری را تا حال انجام  داده ای؟ . یا اینکه فعالیت ها و کار کردهای یک اداره دیگر کاپی  کنی و بسیار صورتی زیبا در کنفرانس گزارش دهی به روخ مردم و نهاد های مدنی نشان دهی.
این حرکت ها می تواند دو پیام داشته باشد برای جامعه ومردم. یک پیام شان این است که این  گونه حرکت ها نشان می دهد که در این جامعه کسی نیست که سوال کند که جناب عالی چرا ضعف ها و عدم توانمندی اداره خود را در سایه کاپی کردنی فعالیت دیگران بدون یاد اوری ازهمکارهای  ان ها  در یک گزارش دهی سالانه اداره خویش خود را موفق و اداره خویش را خوش نام معرفی کنی.
پیام دوم این کار ها این است که این ابتکاری که حکومت افغانستان گزارش دهی اداراتی دولتی را  در چند سال  روی دست گرفته است فقط نمایشی است و برای مردم عنوان کند که اداراتی دولتی جواب گو وپاسخگوی مردم می باشد.  و اگر فعالیت ها و کار کردهای یک دیگری خود را در این کنفراس های گزارش دهی برای مردم کاپی کند فرق ندارد چون این ازادی و برابری از جمله دست اوردهای نظام دمکراسی وازادی های فعالیت یک اداره را نشان می دهد..ُ